luminescent

lu·mi·nes·cent/ˌluːmɪˈnesənt/
lumin-light-escentbeginning to be / producing
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more luminescentsuperlative (عالی): most luminescent

صفت — درخشان

درخشاننورانیتابان

نوری که ناشی از گرما نیست ایجاد می‌کند؛ تابان و نورانی

Emitting light not caused by heat; glowing

«ساعت نورانی در تاریکی می‌درخشید.»

The luminescent watch glowed in the dark.

«رنگ نورانی برای تابلوهای ایمنی استفاده می‌شود.»

Luminescent paint is used for safety signs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
glowingدرخشان

متداول. مشابه است ولی glowing کلی‌تر است.

Common. Similar, but 'glowing' is more general.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000