luxe
اسم — تجمل
تجمل و کیفیت بالا، به خصوص به معنای مدرن یا سادهشده؛ شکوه و ظرافت.
Luxury, especially in a simplified or modern sense; high quality and elegance.
«اتاق هتل تجملاتی با ظرافت ارائه میداد.»
“The hotel room offered understated luxe.”
«او زیباییشناسی مینیمالیستی با چاشنی لوکس بودن را ترجیح میدهد.»
“She prefers a minimalist aesthetic with a touch of luxe.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاحی گستردهتر برای داراییها یا تجربیات گرانقیمت و لذتبخش. 'Luxe' اغلب برای توصیف یک زیباییشناسی یا اقلام خاص استفاده میشود، در حالی که 'luxury' به حالت یا دستهبندی کلی اشاره دارد.
Everyday. Broader term for expensive, indulgent possessions or experiences. 'Luxe' is often used to describe an aesthetic or specific items, while 'luxury' refers to the general state or category. 'A luxury car' works, 'a luxe car' is less common.
رسمی/ادبی. نشاندهنده ثروت زیاد و تجملات، اغلب به حد افراط. بیشتر مربوط به ثروت فوقالعاده است تا ظرافت و سلیقه. 'شکوه کاخ' کاربرد دارد، در حالی که 'طراحی لوکس' بیشتر بر سلیقه تأکید دارد تا صرف هزینه.
Formal/Literary. Suggests great wealth and lavishness, often to an excessive degree. More about extreme richness than subtle elegance. 'The opulence of the palace' works, 'a luxe design' emphasizes taste over mere expense.
صفت — لوکس
لوکس؛ دارای کیفیت بالا یا تجملاتی.
Luxurious; characterized by luxury or high quality.
«آنها مجموعهای از پارچههای لوکس برای دکوراسیون داخلی ارائه میدهند.»
“They offer a range of luxe fabrics for interiors.”
«این اقامتگاه تجربهای واقعاً لوکس ارائه میدهد.»
“The resort provides a truly luxe experience.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. مستقیماً قابل تعویض. 'Luxe' اغلب انتخابی کوتاهتر یا سبکیتر است، به ویژه در زمینههای بازاریابی و طراحی. 'ماشین لوکس' رایج است، 'ماشین luxe' نیز کار میکند و میتواند مدرنتر به نظر برسد.
Everyday. Directly interchangeable. 'Luxe' is often a more concise or stylistic choice, particularly in marketing and design contexts. 'A luxurious car' is common, 'a luxe car' also works and can sound more modern.