luxuriate

lux·u·ri·ate/lʌɡˈʒʊəriˌeɪt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): luxuriatedpast participle (مفعولی): luxuriated-ing (حال): luxuriating3rd (سوم): luxuriates

فعل — لذت بردن

لذت بردنچشم‌وهم‌چشمی کردن

از خود با لذت و تجمل رفتاری بهره‌مند شدن.

To enjoy oneself in a luxurious or indulgent way.

«آن‌ها در آسایش استراحتگاه به لذت بردن پرداختند.»

They luxuriated in the comfort of the resort.

«او هر شب در وان آب گرم به استراحت و لذت بردن مشغول است.»

She luxuriates in the warm bath every evening.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indulgeلذت بردن بدون محدودیت

رایج. اجازه دادن به خود برای لذت بردن بدون محدودیت.

Common. Means to allow oneself to enjoy without restraint, often for pleasure.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000