lynched

/lɪntʃt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): lynchedpast participle (مفعولی): lynched-ing (حال): lynching3rd (سوم): lynches

فعل — دارزدن بدون محاکمه

دارزدن بدون محاکمهاعدام جمعی

اعدام توسط جمعیت بدون محاکمه قانونی، معمولا با دار زدن.

Executed by a mob without legal trial, usually by hanging.

«متهم توسط جمعیت خشمگین دار زده شد.»

The accused was lynched by the angry crowd.

«دارزدن بدون محاکمه بخش غم‌انگیزی از تاریخ بود.»

Lynching was a tragic part of history.

تفاوت با واژه‌های مشابه
executeاعدام کردن

رسمی. اعدام قانونی؛ lynch به قتل بدون محاکمه توسط جمعیت اشاره دارد.

Formal. Legally sanctioned death penalty; lynch implies extrajudicial killing by mob.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000