macular

mac·u·lar/ˈmækjələr/
macul-spot, stain-arrelating to
adjective (صفت)technical

صفت — لکه‌ای

لکه‌ایمربوط به لکه زرد چشم

مربوط به لکه زرد، بخش مرکزی شبکیه که مسئول دید واضح است.

Relating to the macula, the central area of the retina responsible for sharp vision.

«زوال لکه‌ای دید مرکزی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

Macular degeneration affects central vision.

«بیمار به ورم لکه‌ای تشخیص داده شد.»

The patient was diagnosed with macular edema.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000