macula
اسم — لکه پوستی
یک لکه یا ناحیه تغییر رنگ یافته روی پوست.
A spot or patch of discoloration on the skin.
«متخصص پوست، لکه روی پشت او را معاینه کرد.»
“The dermatologist examined the macula on her back.”
«برخی از بیماریهای پوستی با ماکولاهای متعدد ظاهر میشوند.»
“Some skin conditions present with multiple maculae.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. یک اصطلاح بسیار کلی برای هر نشانه یا ناحیه کوچک. 'ماکولا' فنی است. 'او یک لکه قرمز روی بازویش داشت' روزمره است، 'او یک ماکولای قرمز روی بازویش داشت' پزشکی است.
Common. A very general term for any small mark or area. 'Macula' is technical. 'He had a red spot on his arm' is everyday, 'He had a red macula on his arm' is medical.
رایج. به یک ناحیه کوچک متمایز از اطرافش اشاره دارد. وقتی به ناحیه تغییر رنگ یافته پوست اشاره دارد، قابل تعویض است، اما 'ماکولا' دقیقتر است. 'یک ناحیه از راش پوستی' درست است، اما 'ماکولا' نوع خاصی از ضایعه را نشان میدهد.
Common. Refers to a small area distinct from its surroundings. Interchangeable when referring to a discolored area of skin, but 'macula' is more precise. 'A patch of rash' works, but 'macula' implies a specific type of lesion.
اسم — ماکولا چشم
(آناتومی) ناحیهای کوچک، بیضی شکل و مایل به زرد در نزدیکی مرکز شبکیه چشم انسان که مسئول دید مرکزی دقیق و واضح است.
(Anatomy) A small, oval, yellowish area near the center of the retina of the human eye, responsible for sharp, detailed central vision.
«آسیب به ماکولا میتواند باعث از دست دادن بینایی قابل توجهی شود.»
“Damage to the macula can cause significant vision loss.”
«ماکولا برای خواندن و تشخیص چهرهها حیاتی است.»
“The macula is crucial for reading and recognizing faces.”
تفاوت با واژههای مشابه
فنی/پزشکی. فووآ در واقع فرورفتگی کوچکی در داخل ماکولا است، بنابراین کاملاً قابل تعویض نیست اما مرتبط است. این منطقه نشان دهنده ناحیه تیزبینترین بینایی است.
Technical/medical. The fovea is actually a small depression within the macula, so not strictly interchangeable but related. It represents the area of sharpest vision.