maidenly

maid·en·ly/ˈmeɪdənli/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): maidenliersuperlative (عالی): maidenliest

صفت — دوشیزه‌وار

دوشیزه‌وارپاکدامن

دارای صفاتی که معمولاً به زن جوان مجرد نسبت داده می‌شود، مانند پاکدامنی و بی‌گناهی.

Having qualities traditionally associated with an unmarried young woman, such as purity, modesty, or innocence.

«او لباس سفیدی با حالتی دوشیزه‌وار به مراسم پوشید.»

She wore a maidenly white dress to the ceremony.

«شعرش فضایل دوشیزه‌وار دختر روستا را ستود.»

His poem praised the maidenly virtues of the village girl.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chasteپاکدامن

رسمی. بیشتر به پاکی جنسی و حیا اشاره دارد، معمولاً در زمینه مذهبی؛ نزدیک اما دقیقا برابر maidenly نیست.

Formal. Refers strongly to sexual purity and modesty, often religious context; relates closely but not identical to 'maidenly'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000