در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دچار یک آسیب دائمی و ناتوانکننده در قسمتی از بدن شده.
Having suffered a permanent disabling injury to a part of the body.
«بسیاری از سربازان در طول جنگ مجروح و معیوب شدند.»
“Many soldiers were maimed during the war.”
«او پس از حادثه کارخانه ناقصالعضو شد.»
“He was left maimed after the factory accident.”
قدیمی/توهینآمیز. در گذشته برای توصیف کسی که قادر به راه رفتن یا حرکت صحیح نبود استفاده میشد، اکنون بیاحساس تلقی میشود. Maimed خنثیتر است و بر آسیب خاص تأکید میکند. 'این تصادف او را فلج کرد' اکنون اجتناب میشود.
Dated/Offensive. Often used in the past to describe someone unable to walk or move properly, now considered insensitive. Maimed is more neutral and emphasizes the specific injury. 'The accident left him crippled' is now avoided.
رسمی/تصویری. به آسیب شدید و تغییر شکلدهنده، اغلب شامل برداشتن یا از بین بردن قسمتی از بدن، اشاره دارد و حس قویتری از خشونت یا بیرحمی را به همراه دارد. 'جسد به طرز وحشتناکی مثله شده یافت شد.'
Formal/Graphic. Implies a severe, disfiguring injury, often involving removal or destruction of a part of the body, and carries a stronger sense of violence or brutality. 'The body was found horribly mutilated.'