malignantly

ma·lig·nant·ly/məˈlɪgnəntli/
adverb (قید)technicaltype (نوع): manneradjective (صفت): malignantposition (جایگاه): end

قید — به‌طور بدخیم

به‌طور بدخیمبه شکلی مضر

به روشی که نشان‌دهنده ضرر یا نیت بد است؛ باعث آسیب جدی یا رشد بدخیم می‌شود (خصوصاً در پزشکی).

In a manner that shows harmfulness or evil intent; causing serious damage or growth (especially in medical contexts).

«تومور به طور بدخیم رشد کرد و سریع پراکنده شد.»

The tumor grew malignantly and spread quickly.

«بیماری بدون درمان به طور مضر پیشرفت کرد.»

The disease progressed malignantly without treatment.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000