در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با کسی یا چیزی با بیرحمی یا خشونت رفتار کردن.
To treat someone or something cruelly or roughly.
«با پناهندگان توسط نگهبانان مرزی بدرفتاری شد.»
“The refugees were maltreated by the border guards.”
«بدرفتاری با حیوانات به هر شکلی اشتباه است.»
“It is wrong to maltreat animals in any way.”
رایج. قویتر از maltreat، اغلب به معنای آسیب فیزیکی، عاطفی یا جنسی شدید، یا سوء استفاده از قدرت است. 'کودک مورد آزار قرار گرفت' صحیح است، اما 'با حیوان بدرفتاری شد' میتواند برای آسیبهای کمتر شدید استفاده شود.
Common. Stronger than 'maltreat,' often implying severe physical, emotional, or sexual harm, or misuse of power. 'The child was abused' works, but 'The animal was maltreated' can be used for less severe harm.
روزمره. بسیار شبیه maltreat و اغلب قابل جایگزینی است، اما mistreat میتواند هم شامل رفتار بد غیرعمدی و هم بدرفتاری عمدی باشد. 'او با کارمندانش بدرفتاری کرد' صحیح است.
Everyday. Very similar to 'maltreat' and often interchangeable, but 'mistreat' can imply unintentional poor treatment as well as intentional cruelty. 'He mistreated his employees' works.