manky

man·ky/ˈmæŋki/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): mankiersuperlative (عالی): mankiest

صفت — کثیف

کثیفناخوشایندنامناسب

کثیف، ناخوشایند یا در حالتی نامناسب؛ معمولاً غیررسمی برای چیزهای فرسوده یا بدبو.

Dirty, unpleasant, or in poor condition; often used informally to describe something shabby or smelly.

«آن کاناپه قدیمی خیلی کثیف است.»

That is a manky old sofa.

«لباس‌هایش بعد از بازی خیلی نامرتب و کثیف شده بودند.»

His clothes looked manky after the game.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dirtyکثیف

روزمره. در توصیف کثیف بودن قابل جایگزینی است.

Everyday. Interchangeable when describing uncleanliness.

scruffyپژمرده_و_نامرتب

غیررسمی. به ظاهر پژمرده یا نامرتب اشاره دارد، معمولاً در مورد لباس یا مکان.

Informal. Implies neglected or shabby appearance, often related to clothes or places.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000