در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بافتی نرم و چرب داخل استخوان که سلولهای خونی تولید میکند.
The soft fatty tissue inside bones that produces blood cells.
«دکتر مغز استخوان بیمار را معاینه کرد.»
“The doctor examined the patient's bone marrow.”
«مغز استخوان برای تولید سلولهای خونی حیاتی است.»
“Bone marrow is vital for blood cell production.”