mashed

/mæʃt/
adjective (صفت)common

صفت — پوره شده

پوره شدهلمه شده

نرمی که ناشی از له شدن یا خرد شدن باشد، معمولاً غذا.

Softened by being smashed or crushed, often food.

«او برای شام پوره سیب‌زمینی خورد.»

He ate mashed potatoes for dinner.

«میوه به سس له شد.»

The fruit was mashed into a sauce.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pureedپوره شده

غذایی. مخصوص بافت نرم و یکدست غذا.

Culinary. Specifically for smooth, blended food consistency.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000