در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بیش از حد هماهنگ یا همرنگ بودن در ظاهر، معمولاً زیاد با هم جور بودن رنگها یا مدلها
Too closely coordinated in appearance, often excessively matching colors or styles
«لباسش برای مهمانی غیررسمی بیش از حد هماهنگ بود.»
“Her outfit was too matchy for the casual party.”
«او از کراوات و پیراهنهای خیلی هماهنگ پرهیز میکرد.»
“He avoided matchy ties and shirts.”
رایج. اصطلاحی خنثیتر؛ matchy معمولاً به هماهنگی بیش از حد اشاره دارد.
Common. More neutral term; matchy often implies excessive coordination.