meandered

mean·dered/miˈændərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): meanderedpast participle (مفعولی): meandered-ing (حال): meandering3rd (سوم): meanders

فعل — پیچ‌وخم رفتن

پیچ‌وخم رفتنپر پیچ و خم حرکت کردن

گذشته فعل meander؛ حرکت در مسیر پرپیچ‌وخم یا غیرمستقیم.

Past tense of meander; moved in a winding or indirect course.

«آنها در خیابان‌های قدیمی شهر پرپیچ‌وخم راه رفتند.»

They meandered through the old city streets.

«رودخانه در سراسر دره پیچ‌وخم داشت.»

The river meandered across the valley.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wanderedسرگردان شد

رایج. معنای مشابه اما مسیر ممکن است تصادفی باشد.

Common. Similar meaning but less structured as the path may be random.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000