در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جمع melodeon؛ نوعی ساز کلاویهای کوچک و قابل حمل، شبیه به هارمونیوم که در قرن نوزدهم رواج داشت.
Plural of melodeon; a small, portable keyboard instrument, similar to a harmonium, popular in the 19th century.
«سالن موسیقی قدیمی چندین ملودئون عتیقه را به نمایش گذاشته بود.»
“The old music hall featured several antique melodeons.”
«کودکان نواختن آهنگهای ساده را با ملودئونها یاد گرفتند.»
“Children learned to play simple tunes on the melodeons.”
متداول. کاملاً قابل تعویض نیستند. هر دو سازهای کلاویهای هستند که با دم کار میکنند، اما ملودئونها معمولاً کوچکتر، قدیمیتر و اغلب دارای صدا و ساختار متفاوتی هستند. آکاردئون معمولاً بزرگتر و متنوعتر است.
Common. Not fully interchangeable. While both are bellows-driven keyboard instruments, melodeons are typically smaller, older, and often have a distinct sound and construction. An accordion is typically larger and more versatile.
جمع melodeon؛ نوعی آکاردئون دکمهای دیاتونیک که اغلب در موسیقی محلی استفاده میشود.
Plural of melodeon; a type of diatonic button accordion, often used in folk music.
«موسیقی فولکلور ایرلندی اغلب شامل آهنگهای زندهای است که با ملودئونها نواخته میشوند.»
“Irish folk music often features lively tunes played on melodeons.”
«اعضای گروه ملودئونهای خود را به جشنواره آوردند.»
“The band members brought their melodeons to the festival.”
متداول. این معنی از ملودئون به طور خاص به نوعی آکاردئون اشاره دارد و آنها را بسیار به هم مرتبط میکند. با این حال، 'ملودئون' یک آکاردئون دکمهای دیاتونیک را مشخص میکند که زیرمجموعهای است. 'او آکاردئون نواخت' میتواند به معنای ملودئون باشد، اما 'او ملودئون نواخت' مشخصتر است.
Common. This sense of melodeon specifically refers to a type of accordion, making them very closely related. However, 'melodeon' specifies a diatonic button accordion, which is a sub-type. 'He played an accordion' could mean a melodeon, but 'he played a melodeon' is more specific.