در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گدای خیریهطلب، به ویژه عضوی از یک فرقه مذهبی که به نیکیها وابسته است.
A beggar, especially a member of a religious order relying on charity.
«راهبان گدا از دهی به دهی سر میزدند.»
“The mendicant monks wandered from village to village.”
«بعد از ترک ثروتش، به عنوان گدا زندگی میکرد.»
“He lived as a mendicant after renouncing his wealth.”
رایج. اصطلاح عمومی برای کسی که پول یا غذا طلب میکند.
Common. General term for one who begs for money or food.