mewing

mew·ing/ˈmjuːɪŋ/
mewto make a high-pitched cry-ingpresent participle
verb (فعل)literarypast (گذشته): mewedpast participle (مفعولی): mewed-ing (حال): mewing3rd (سوم): mews

فعل — صدا کردن شبیه گربه

صدا کردن شبیه گربهناله کردن

صدا کردن به صورت جیغ کوتاه و بلند شبیه گربه یا نوزاد.

Making a high-pitched crying sound like a cat or a baby.

«گربه کوچک برای جلب توجه صدا می‌کرد.»

The kitten was mewing for attention.

«در اتاق بعدی صدای ناله نوزاد را شنید.»

She heard a baby mewing in the next room.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000