milk

/mɪlk/
1noun (اسم)common

اسم — شیر

شیر

مایعی سفید که از غدد شیرده پستانداران تولید می‌شود و به عنوان خوراکی مصرف می‌شود.

A white liquid produced by the mammary glands of mammals, used as food or drink.

«او یک لیوان شیر ریخت.»

She poured a glass of milk.

«شیر منبع خوبی از کلسیم است.»

Milk is rich in calcium.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dairyلبنیات

رسمی. به محصولات لبنی اشاره دارد، ولی وقتی فقط منظور شیر است قابل جایگزینی نیست.

Formal. Can refer to products made from milk but not interchangeable when referring just to milk itself. 'Dairy products' works, but not 'I drank dairy'.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): milkedpast participle (مفعولی): milked-ing (حال): milking3rd (سوم): milks

فعل — شیر دوشیدن

شیر دوشیدن

گرفتن شیر از پستان یک حیوان مثل گاو یا بز.

To extract milk from a mammal, typically a cow or goat.

«کشاورزان روزی دو بار شیر گاوها را می‌دوشند.»

Farmers milk the cows twice a day.

«او یاد گرفت چگونه بز شیر بدوشد.»

He learned how to milk a goat.

تفاوت با واژه‌های مشابه
extractاستخراج کردن

رسمی/فنی. به معنای کلی خروج مایع است، اما به صورت اختصاصی برای شیر گرفتن به کار نمی‌رود.

Formal/technical. Can replace 'milk' in a general sense of taking out fluid but not specific to dairy animals. 'Extract milk' uncommon.

3verb (فعل)informalpast (گذشته): milkedpast participle (مفعولی): milked-ing (حال): milking3rd (سوم): milks

فعل — استثمار کردن

استثمار کردنبهره‌برداری کردن

استفاده کردن یا بهره‌برداری کردن کامل از منبع، موقعیت یا فردی، معمولاً به صورت غیرمنصفانه یا بیش از حد.

To exploit or take full advantage of a resource, situation, or person, often unfairly or excessively.

«آن‌ها از موقعیت برای کسب سود بیشتر بهره بردند.»

They milked the situation to gain more profit.

«او به طور کامل از شهرتش بهره‌برداری می‌کند.»

He milks his fame for all it’s worth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exploitاستثمار کردن

رسمی. معنی مشابه دارد؛ در بسیاری از موارد قابل جایگزینی است اما milk اغلب به بهره‌برداری مکرر اشاره دارد.

Formal. Similar meaning; interchangeable in many contexts but 'milk' can imply ongoing or repeated taking advantage. 'Exploit' is broader.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000