milked

milk·ed/mɪlkt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): milkedpast participle (مفعولی): milked-ing (حال): milking3rd (سوم): milks

فعل — شیر دوشیدن

شیر دوشیدن

گذشته فعل 'شیر دادن': گرفتن شیر از حیوانی مانند گاو یا بز.

Past tense of 'milk': to draw milk from an animal such as a cow or goat.

«او هر صبح گاو را شیر دوشید.»

She milked the cow every morning.

«کشاورز صبح زود بزها را شیر دوشید.»

The farmer milked the goats at dawn.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000