در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل 'شیر دادن': گرفتن شیر از حیوانی مانند گاو یا بز.
Past tense of 'milk': to draw milk from an animal such as a cow or goat.
«او هر صبح گاو را شیر دوشید.»
“She milked the cow every morning.”
«کشاورز صبح زود بزها را شیر دوشید.»
“The farmer milked the goats at dawn.”