adjective (صفت)technical
صفت — دوشیده شده
دوشیده شدهمربوط به شیر گرفتن
مرتبط با دوشیدن یا تولید شده از آن.
Relating to or produced by milking.
«گاو دوشیده شده شیر تازه داد.»
“The milken cow provided fresh milk.”
«روشهای دوشیدن نیازمند بهداشت است.»
“Milken procedures require hygiene.”