mindlessly

mind·less·ly/ˈmaɪndləsli/
mindconsciousnesslesswithout-lyadverb form
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): mindlessposition (جایگاه): end

قید — بی‌فکرانه

بی‌فکرانهبی‌ذهنانه

به روشی که نشان‌دهنده فقدان تفکر یا آگاهی است.

In a way that shows no thinking or awareness.

«او بی‌فکرانه بدون گوش دادن پاسخ داد.»

He answered mindlessly without listening.

«او بی‌ذهنانه در گوشی‌اش اسکرول کرد.»

She mindlessly scrolled through her phone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
automaticallyبه‌طور خودکار

رایج. به انجام کاری بدون فکر آگاهانه اشاره دارد و اغلب قابل جایگزینی است.

Common. Implies doing something without conscious thought, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000