miscounted
فعل — اشتباه شمردن
به اشتباه شمارش کردن.
Counted incorrectly.
«صندوقدار پول خرد را اشتباه شمرد.»
“The cashier miscounted the change.”
«آنها آرا را اشتباه شمردند که منجر به بازشماری شد.»
“They miscounted the votes, leading to a recount.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. در حالی که 'miscalculated' اغلب به خطاهای ریاضی فراتر از شمارش ساده اشاره دارد، میتوان از آن وقتی که خطا ناشی از شمارش نادرست است استفاده کرد. 'او هزینه کل را اشتباه محاسبه کرد' در مقابل 'او اقلام را اشتباه شمرد'.
Common. While 'miscalculated' often refers to mathematical errors beyond simple counting, it can be used when the error stems from an incorrect count. 'He miscalculated the total cost' vs. 'He miscounted the items'.
صفت — اشتباه شمرده شده
چیزی که به اشتباه شمارش شده است.
Having been counted incorrectly.
«رأیهای اشتباه شمرده شده باعث تأخیر شد.»
“The miscounted ballots caused a delay.”
«مجبور شدیم موجودی اشتباه شمرده شده را اصلاح کنیم.»
“We had to correct the miscounted inventory.”