mooing

moo·ing/ˈmuːɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — موزوز گاو

موزوز گاوخُرخر گاو

صدایی که گاو از خود درمی‌آورد.

The sound made by a cow.

«موزوز گاوها مزرعه را پر کرده بود.»

The mooing of cows filled the farm.

«ما صدای بلند موزوز گاو را شنیدیم.»

We heard the loud mooing nearby.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000