در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نمایش دادن باسن برهنه به عنوان شوخی یا توهین.
The act of exposing one's bare buttocks as a prank or insult.
«او هنگام نمایش باسن مقابل جمع گرفتار شد.»
“He was caught mooning the crowd.”
«نمایش باسن در بسیاری جاها بیادبی محسوب میشود.»
“Mooning is considered rude in many places.”
اسم مفعول فعل ‘moon’ که میتواند به نشان دادن باسن یا وقتگذرانی در فکر کردن و خیالپردازی اشاره داشته باشد.
Present participle of 'moon'; can mean to expose buttocks or to spend time idly staring or daydreaming.
«او به جای کار فقط داشت خیالپردازی میکرد.»
“He was mooning around instead of working.”
«برخی نوجوانان از نمایش باسن به عنوان شوخی لذت میبرند.»
“Some teens enjoy mooning as a prank.”