mooning

moon·ing/ˈmuː.nɪŋ/
1noun (اسم)informal

اسم — نمایش باسن

نمایش باسنشوخی با نمایش بدن

نمایش دادن باسن برهنه به عنوان شوخی یا توهین.

The act of exposing one's bare buttocks as a prank or insult.

«او هنگام نمایش باسن مقابل جمع گرفتار شد.»

He was caught mooning the crowd.

«نمایش باسن در بسیاری جاها بی‌ادبی محسوب می‌شود.»

Mooning is considered rude in many places.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): moonedpast participle (مفعولی): mooned-ing (حال): mooning3rd (سوم): moons

فعل — نمایش دادن باسن

نمایش دادن باسنخیال‌پردازی

اسم مفعول فعل ‘moon’ که می‌تواند به نشان دادن باسن یا وقت‌گذرانی در فکر کردن و خیال‌پردازی اشاره داشته باشد.

Present participle of 'moon'; can mean to expose buttocks or to spend time idly staring or daydreaming.

«او به جای کار فقط داشت خیال‌پردازی می‌کرد.»

He was mooning around instead of working.

«برخی نوجوانان از نمایش باسن به عنوان شوخی لذت می‌برند.»

Some teens enjoy mooning as a prank.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000