در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تیر نورانی که از ماه ساطع میشود.
A ray of light from the moon.
«تاب نوری ماه جنگل تاریک را روشن کرد.»
“The moonbeam lit up the dark forest.”
«او به پرتوهای ماه روی دریاچه نگاه کرد.»
“She gazed at the moonbeams on the lake.”