در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تکهای کوچک از ماده شیمیایی که برای محافظت لباسها از بید و حشرات استفاده میشود.
A small ball of chemical used to protect clothes from moths and insects.
«او قرص بیدکش در کمد گذاشت تا کتهای پشمیاش محافظت شوند.»
“She placed mothballs in the closet to protect her wool coats.”
«قرصهای بیدکش بوی قوی و خاصی دارند.»
“Mothballs have a strong, distinctive smell.”