adjective (صفت)common
صفت — چیده شده
چیده شدهدرو شده
برداشته یا کنده شده (بهویژه علف یا محصولات کشاورزی) با استفاده از داس یا ماشین.
Cut down (especially grass or crops) using a scythe or machine.
«چمن تازه چیده شده بوی شیرینی داشت.»
“The freshly mown lawn smelled sweet.”
«کشاورزان برای حفظ زمینها در وضعیت برداشت شده سخت تلاش میکنند.»
“Farmers work hard to keep the fields mown.”
تفاوت با واژههای مشابه
cut— برش داده شده
رایج. اصطلاح کلی برای برش با تیغه؛ 'mown' مخصوص چیدن گیاهان است.
Common. General term for separating by blades; 'mown' specifies cutting grass or crops.