در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کاری را به شکل دست و پا چلفتی یا نادرست انجام دادن؛ اشتباه کردن.
Handled or performed something clumsily or incompetently; made a mistake.
«او در بازی توپ را دست داد.»
“He muffed the catch during the game.”
«او دیالوگهایش را در نمایش اشتباه گفت.»
“She muffed her lines in the play.”
غیررسمی. معنی مشابه؛ به انجام شلخته یا بد کار اشاره دارد، مثلاً «کار را بد انجام داد».
Informal. Similar meaning; implies careless or poor execution, e.g. 'He botched the job.'