mummification

mum·mi·fi·ca·tion/ˌmʌmɪfɪˈkeɪʃən/
mummya preserved corpse-fyto make / to cause to become-cationthe act or process of
noun (اسم)technical

اسم — مومیایی کردن

مومیایی کردنمومیایی‌سازی

فرآیند مومیایی کردن بدن، به ویژه همان‌طور که توسط مصریان باستان انجام می‌شد.

The process of mummifying a body, especially as practiced by the ancient Egyptians.

«مصریان باستان هنر مومیایی کردن را به کمال رساندند.»

Ancient Egyptians perfected the art of mummification.

«شواهدی از روش‌های مومیایی کردن در فرهنگ‌های مختلف یافت شده است.»

Evidence of mummification practices has been found in various cultures.

تفاوت با واژه‌های مشابه
embalmingمومیایی کردن

فنی/رسمی. شبیه به مومیایی کردن در حفظ جسد، اما معمولاً یک فرآیند مدرن برای نگهداری موقت (مثلاً برای مراسم تدفین) است، نه برای هزاران سال. «مایع مومیایی‌کننده» امروزه استفاده می‌شود.

Technical/formal. Similar to mummification in preserving a body, but typically a modern process for temporary preservation (e.g., for funerals), not for millennia. 'Embalming fluid' is used today.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000