mummify

mum·mi·fy/ˈmʌmɪfaɪ/
mummya preserved dead body-fyto make or become
verb (فعل)formalpast (گذشته): mummifiedpast participle (مفعولی): mummified-ing (حال): mummifying3rd (سوم): mummifies

فعل — مومیایی کردن

مومیایی کردن

نگهداری جسد با مومیایی کردن، معمولاً به روش‌های مصر باستان.

To preserve a body, typically by embalming and wrapping, as done in ancient Egypt.

«پادشاهان مصر را مومیایی می‌کنند تا اجسادشان حفظ شود.»

They mummify pharaohs to preserve their bodies.

«فرایند مومیایی کردن چند هفته طول می‌کشد.»

The process to mummify takes several weeks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
embalmمومیایی کردن

فنی. به معنی نگهداری جسد با مواد شیمیایی است؛ مشابه اما جامع‌تر از مومیایی کردن است.

Technical. Means preserving a body with chemicals; similar but not identical to mummify which includes wrapping.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000