در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اجرای یک هنرپیشه نقابپوش، به ویژه در نمایشهای فولکلور سنتی که بازیگران ماسک میپوشند و اغلب در سکوت اجرا میکنند.
The performance of a mummer, especially in traditional folk plays where actors wear masks and often perform in silence.
«سنت مامیگری به قرنها پیش در جوامع روستایی برمیگردد.»
“The mumming tradition dates back centuries in rural communities.”
«کودکان از نمایش مامیگری در طول جشنواره لذت بردند.»
“Children enjoyed the mumming show during the festival.”
روزمره. هنگام اشاره به یک اجرای تئاتریکال شامل حرکات اغراقآمیز بدون صحبت، قابل تعویض است. 'مامیگری' اغلب به طور خاص به نمایشهای فولکلور سنتی با ماسک اشاره دارد، در حالی که 'پانتومیم' گستردهتر است و شامل اجراهای مدرن نیز میشود. 'پانتومیم کریسمس' رایج است، اما 'مامیگری کریسمس' کمتر رایج است.
Common. Interchangeable when referring to a theatrical performance involving exaggerated gestures without speech. 'Mumming' often specifically refers to traditional folk plays with masks, while 'pantomime' is broader, including modern performances. 'A Christmas pantomime' is common, 'Christmas mumming' is less so.
صفت فاعلی فعل 'to mum' به معنای اجرا در یک نمایش نقابدار یا اجرای بیصدا.
Present participle of 'to mum', meaning to perform in a mumming play or to act silently.
«آنها در میدان روستا در حال مامیگری بودند و جمعیت را سرگرم میکردند.»
“They were mumming in the village square, entertaining the crowd.”
«بازیگران، در سکوت مامیگری میکردند و احساسات عمیقی را منتقل میکردند.»
“The actors, mumming in silence, conveyed deep emotion.”