murder

mur·der/ˈmɜːrdər/
1noun (اسم)commonplural (جمع): murders

اسم — قتل

قتلکشتن

کشتن غیرقانونی و از پیش برنامه‌ریزی شده یک انسان توسط دیگری.

The unlawful premeditated killing of one human being by another.

«پلیس در حال تحقیق در مورد یک پرونده قتل است.»

The police are investigating a murder case.

«او به قتل درجه یک متهم شد.»

He was charged with first-degree murder.

تفاوت با واژه‌های مشابه
homicideقتل

رسمی/حقوقی. کشتن یک انسان توسط دیگری. 'قتل' یک اصطلاح حقوقی گسترده‌تر است که شامل کشتارهای موجه و تصادفی می‌شود، در حالی که 'murder' به طور خاص به کشتن غیرقانونی و از پیش برنامه‌ریزی شده اشاره دارد. 'تحقیق در مورد قتل' همه موارد کشتن انسان را پوشش می‌دهد.

Formal/legal. The killing of one human being by another. 'Homicide' is a broader legal term that includes justifiable and accidental killings, while 'murder' specifically means unlawful and premeditated. 'Investigating a homicide' covers all cases of human killing.

assassinationترور

رسمی. قتل یک شخصیت برجسته، معمولاً به دلایل سیاسی یا مذهبی. وقتی قربانی یک شخصیت عمومی است و انگیزه سیاسی است، با 'murder' قابل جایگزینی است. 'ترور رئیس جمهور' خاص است.

Formal. The murder of a prominent person, usually for political or religious reasons. Interchangeable with 'murder' when the victim is a public figure and the motive is political. 'The assassination of the president' is specific.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): murderedpast participle (مفعولی): murdered-ing (حال): murdering3rd (سوم): murders

فعل — به قتل رساندن

به قتل رساندنکشتن

(یک انسان را) به طور غیرقانونی و با برنامه‌ریزی قبلی کشتن.

To kill (a human being) unlawfully and with premeditation.

«او تهدید کرد هر کسی را که به او خیانت کند، خواهد کشت.»

He threatened to murder anyone who betrayed him.

«شرور سعی کرد قهرمان را به قتل برساند.»

The villain tried to murder the hero.

تفاوت با واژه‌های مشابه
killکشتن

روزمره. باعث مرگ یک فرد، حیوان یا گیاه شدن. 'کشتن' یک اصطلاح کلی است؛ 'murder' به طور خاص به کشتن غیرقانونی و از پیش برنامه‌ریزی شده اشاره دارد. 'او عنکبوت را کشت' کار می‌کند، اما 'او عنکبوت را به قتل رساند' کاربرد ندارد.

Everyday. To cause the death of a person, animal, or plant. 'Kill' is a general term; 'murder' specifies unlawful and premeditated killing. 'He killed the spider' works, but 'He murdered the spider' does not apply.

slayکشتن

ادبی/کهن. (فرد یا حیوانی را) به روشی خشونت‌آمیز کشتن. اغلب در بافت‌های داستانی یا تاریخی استفاده می‌شود. 'شوالیه اژدها را کشت' در مقابل 'شوالیه اژدها را به قتل رساند' (که در مفهوم مدرن به معنای جنایت است).

Literary/archaic. To kill (a person or animal) in a violent way. Often used in fictional or historical contexts. 'The knight slew the dragon' vs 'The knight murdered the dragon' (implies foul play in a modern sense).

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000