mystifying

mys·ti·fy·ing/ˈmɪstɪˌfaɪɪŋ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more mystifyingsuperlative (عالی): most mystifying

صفت — گیج‌کننده

گیج‌کنندهمبهم

باعث سردرگمی یا گیجی شدن

Causing confusion or puzzlement

«دستورالعمل‌ها برای کاربران جدید گیج‌کننده بود.»

The instructions were mystifying to the new users.

«توضیح او مبهم و سخت فهم بود.»

His explanation was mystifying and hard to follow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
confusingگیج‌کننده

رایج. در موقعیت‌های روزمره تقریباً مترادف است.

Common. Nearly interchangeable in everyday contexts.

perplexingمبهم‌کننده

رسمی. در معنای سردرگمی قوی‌تر از mystifying است.

Formal. Stronger sense of confusion compared to mystifying.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000