nicking

nick·ing/ˈnɪkɪŋ/
nicka small cut or notch-ingpresent participle suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): nickedpast participle (مفعولی): nicked-ing (حال): nicking3rd (سوم): nicks

فعل — خاراندن

خاراندنکوتاه بریدنسرقت کردن (عامیانه)

ایجاد برش‌های کوچک یا خراش‌ها؛ همچنین در زبان غیررسمی به معنی دزدیدن (مصدر استمراری).

Making small cuts or notches; also informal for stealing (present participle).

«او داشت سیب‌ها را از سبد می‌دزدید.»

He was nicking apples from the basket.

«نجار به‌دقت چوب را خراش می‌داد.»

The carpenter was nicking the wood carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stealingدزدیدن

غیررسمی. هنگامی که 'nick' معنی دزدیدن دارد قابل جایگزینی است.

Informal. Interchangeable when 'nick' means to steal in British English.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000