verb (فعل)commonpast (گذشته): nickedpast participle (مفعولی): nicked-ing (حال): nicking3rd (سوم): nicks
فعل — خاراندن
خاراندنکوتاه بریدنسرقت کردن (عامیانه)
ایجاد برشهای کوچک یا خراشها؛ همچنین در زبان غیررسمی به معنی دزدیدن (مصدر استمراری).
Making small cuts or notches; also informal for stealing (present participle).
«او داشت سیبها را از سبد میدزدید.»
“He was nicking apples from the basket.”
«نجار بهدقت چوب را خراش میداد.»
“The carpenter was nicking the wood carefully.”
تفاوت با واژههای مشابه
stealing— دزدیدن
غیررسمی. هنگامی که 'nick' معنی دزدیدن دارد قابل جایگزینی است.
Informal. Interchangeable when 'nick' means to steal in British English.