nickel

nick·el/ˈnɪk.əl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): nickels

اسم — سکه پنج سنت

سکه پنج سنتنیکل

سکه پنج سنتی رایج در آمریکا.

A U.S. coin worth five cents.

«روی پیاده‌رو یک سکه پنج سنتی پیدا کردم.»

I found a nickel on the sidewalk.

«تنقلات پنجاه تا سکه پنج سنتی قیمت دارد.»

The snack costs fifty nickels.

2noun (اسم)technical

اسم — نیکل (عنصر شیمیایی)

نیکل (عنصر شیمیایی)

عنصر شیمیایی (نماد Ni) که در آلیاژها و روکش‌ها کاربرد دارد.

A chemical element (symbol Ni) used in alloys and plating.

«سکه از فلز نیکل ساخته شده است.»

The coin is made of nickel.

«نیکل در تولید فولاد ضدزنگ به کار می‌رود.»

Nickel is used in stainless steel production.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000