در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به خانواده نزدیک کسی نیست؛ بیربط یا غریبه.
Not belonging to one's immediate family; unrelated.
«افراد غیرخانواده اجازه ورود به این منطقه را ندارند.»
“Nonfamily members are not allowed in this area.”
«او درباره مشکل با یک دوست غیرخانوادگی صحبت کرد.»
“She discussed the issue with a nonfamily friend.”
متداول. به عدم ارتباط خانوادگی یا سایر ارتباطات اشاره دارد. اغلب میتواند جایگزین nonfamily شود وقتی زمینه صرفاً درباره نبودن بخشی از واحد خانواده باشد. 'افراد نامربوط' صحیح است.
Common. Denotes a lack of familial or other connection. Can often replace 'nonfamily' when the context is simply about not being part of the family unit. 'Unrelated individuals' works.
متداول (به عنوان اسم، اگرچه outsider میتواند به صورت وصفی نیز به کار رود). به کسی اشاره دارد که بخشی از یک گروه خاص نیست. میتواند در بافتهای توصیفی که nonfamily کاربرد دارد، استفاده شود. 'دیدگاه یک غریبه' صحیح است.
Common (as a noun, though 'outsider' can be used adjectivally). Refers to someone not part of a particular group. Can be used in descriptive contexts where 'nonfamily' applies. 'An outsider's perspective' works.