در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به کشاورزی یا کشت و زرع نیست یا شامل آن نمیشود.
Not related to or involved in agriculture or farming.
«این گزارش بر اشتغال غیرکشاورزی در منطقه متمرکز بود.»
“The report focused on nonfarm employment in the region.”
«بسیاری از شهرهای کوچک به کسبوکارهای غیرکشاورزی وابسته هستند.»
“Many small towns rely on nonfarm businesses.”
متداول. مناطق یا فعالیتهای مرتبط با حومه شهر را توصیف میکند، که اغلب به طور ضمنی غیرکشاورزی است اگر مستقیماً کشاورزی نباشد. میتواند جایگزین nonfarm شود وقتی به صنایع یا جمعیت در مناطق روستایی که مستقیماً کشاورزی نمیکنند، اشاره دارد. 'اقتصاد روستایی' صحیح است.
Common. Describes areas or activities associated with the countryside, often implicitly non-farming if not directly farming. Can replace 'nonfarm' when referring to industries or populations in rural areas not directly farming. 'Rural economy' works.
متداول. مربوط به صنعت است که ذاتاً کشاورزی نیست. میتواند جایگزین nonfarm در بافتهای اقتصادی با تمرکز بر بخشهایی مانند تولید شود. 'بخش صنعتی' صحیح است.
Common. Pertaining to industry, which is by nature not farming. Can replace 'nonfarm' in economic contexts focusing on sectors like manufacturing. 'Industrial sector' works.