در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بدون معنی یا اهمیت؛ به گونهای که با هیچ چیز بودن مشخص میشود.
Without meaning or significance; in a way characterized by nothingness.
«او بدون احساس به شکلی پوچ لبخند زد.»
“He smiled nothingly, without emotion.”
«کلمات به شکلی پوچ در اتاق خالی طنینانداز شدند.»
“The words echoed nothingly in the empty room.”