nubs

/nʌbz/
noun (اسم)commonplural (جمع): nubs

اسم — نوک

نوکبرآمدگی کوچک

لکه کوچک یا برآمدگی، معمولاً قسمتی کوچک باقی‌مانده که بیرون زده است.

Small lump or knob, usually a remnant or small part sticking out.

«بازوی شکسته صندلی فقط یک نوک کوچک باقی مانده بود.»

The chair's broken arm had only a nub left.

«او به سرعت اصل داستان را یافت.»

He found the nub of the story quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
knobدسته، برآمدگی

رایج. معمولا به برآمدگی گرد اشاره دارد؛ nub قسمت کوچکتر یا باقی‌مانده را تأکید می‌کند.

Common. Refers generally to a rounded lump; 'nub' emphasizes a smaller or leftover piece.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000