در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای ناهمواریها یا برآمدگیهای کوچک؛ با سطحی زبر و برجسته.
Covered with small knobs or lumps; having a rough or bumpy texture.
«او پلیوری بافت ضخیم و پر از برآمدگی پوشیده بود.»
“She wore a nubbly sweater made of thick yarn.”
«پارچه بافت زبر و ناهمواری داشت که راحت بود.»
“The fabric had a nubbly texture that felt cozy.”
معمول. به سطح ناهموار یا زبر اشاره دارد.
Common. Indicates uneven or rough surfaces.
توصیفی برای سطوحی که دارای برآمدگیهای مشخص هستند.
Descriptive of surfaces with prominent lumps or nodes.