off the face of the earth

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔf ðə feɪs əv ði ɝːθ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — غیب شدن

غیب شدنناپدید شدن

کاملاً ناپدید شدن یا دیگر پیدا و در دسترس نبودن.

Completely gone or impossible to find or contact.

«او بعد از دانشگاه کاملاً ناپدید شد.»

After college, he vanished off the face of the earth.

«او هفته‌ها هیچ خبری از خودش نداد.»

She went off the face of the earth for weeks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000