off-centre

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

off-cen·tre/ˌɔf ˈsɛntər/
off-away from or not atcentremiddle point
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more off-centresuperlative (عالی): most off-centre

صفت — خارج از مرکز

خارج از مرکزنامتقارن

در مرکز قرار نگرفته و کمی به یک طرف متمایل است.

not placed in the middle; away from the centre

«تابلو کمی خارج از مرکز آویزان است.»

The picture hangs slightly off-centre.

«لبخند نامتقارن او بازیگوشانه به نظر می‌رسید.»

Her off-centre smile looked playful.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000