off the wagon
off the wag·on/ɔf ðə ˈwæɡən/
phrase (عبارت)informal
عبارت — دوباره سراغ عادت بد رفتن
دوباره سراغ عادت بد رفتنترک را شکستن
پس از تلاش برای ترک الکل یا عادت دیگری، دوباره به آن روی آوردن.
No longer avoiding alcohol or another habit after trying to stop.
«او در مهمانی دوباره سراغ الکل رفت.»
“He went off the wagon at the party.”
«او بعد از شش ماه دوباره ترک را شکسته است.»
“After six months, she is off the wagon again.”