off the hook

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔf ðə hʊk/
1phrase (عبارت)informal

عبارت — از زیر بار مسئولیت درآمدن

از زیر بار مسئولیت درآمدنخلاص شدن

از مسئولیت، سرزنش یا موقعیت دشواری خلاص شدن.

Free from an obligation, blame, or difficult situation.

«عذرخواهی او را از زیر بار مسئولیت درآورد.»

The apology let him off the hook.

«هنوز از مسئولیت خلاص نشده‌ای.»

You are not off the hook yet.

2phrase (عبارت)slang

عبارت — فوق‌العاده

فوق‌العادهترکاندن

بسیار موفق، هیجان‌انگیز یا چشمگیر بودن.

Very successful, exciting, or impressive.

«کنسرت فوق‌العاده بود.»

The concert was off the hook.

«آن مهمانی واقعاً ترکاند.»

That party was off the hook.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000