off the grid

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔf ðə ɡrɪd/
phrase (عبارت)common

عبارت — خارج از شبکه

خارج از شبکهدور از دسترس

خارج از شبکه‌های معمول خدمات، ارتباط یا ردیابی زندگی کردن.

Living without public utilities or outside ordinary systems of communication and tracking.

«آن‌ها در کوهستان خارج از شبکه زندگی می‌کنند.»

They live off the grid in the mountains.

«او بعد از ترک کار از دسترس همه خارج شد.»

He went off the grid after leaving work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000