off the rails

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔf ðə reɪlz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از کنترل خارج

از کنترل خارجبه بیراهه رفته

از کنترل خارج شدن یا دیگر طبق مسیر درست پیش نرفتن.

Out of control or no longer developing in an intended or acceptable way.

«پروژه ماه گذشته از کنترل خارج شد.»

The project went off the rails last month.

«زندگی او بعد از طلاق از مسیر درست خارج شد.»

His life went off the rails after the divorce.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000