offscreen

off·screen/ˌɒfˈskriːn/
off-away fromscreendisplay surface
adverb (قید)commontype (نوع): placeposition (جایگاه): end

قید — خارج از صحنه

خارج از صحنهخارج از صفحه نمایش

خارج از میدان دید دوربین در فیلم یا تلویزیون

Out of the camera's view in film or television

«صدا از خارج از صحنه آمد.»

The sound came from offscreen.

«بازیگر در هنگام صحنه خارج از صحنه صحبت کرد.»

The actor spoke offscreen during the scene.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000