officious

of·fi·cious/əˈfɪʃəs/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more officioussuperlative (عالی): most officious

صفت — فضول

فضولنامربوط

بیش از حد مشتاق ارائه کمک یا نصیحت ناخواسته؛ فضول.

Excessively eager to offer unwanted help or advice; meddlesome.

«کارمند فضول مرتب جلسه را قطع می‌کرد.»

The officious clerk kept interrupting the meeting.

«او رفتار نامربوطش را آزاردهنده یافت.»

She found his officious behavior annoying.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meddlesomeفضول

رسمی یا ادبی. تاکید بر دخالت بیجا دارد.

Formal or literary. Emphasizes intrusive interference.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000