offing
اسم — کرانه دریا
بخش دورتر دریا که از ساحل دیده میشود، فراتر از آبهای کمعمق.
The more distant part of the sea visible from the shore, beyond the shallows.
«ناگهان یک کشتی در کرانه دریا پدیدار شد.»
“A ship appeared suddenly in the offing.”
«ما ابرها طوفانی را که در دورتر از ساحل جمع میشدند تماشا کردیم.»
“We watched the storm clouds gather in the offing.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. به خطی اشاره دارد که آسمان و زمین/دریا به نظر میرسد به هم میرسند. در حالی که 'offing' نزدیک افق است، 'horizon' اصطلاح گستردهتری است و به طور خاص به دریا فراتر از آبهای کمعمق اشاره نمیکند.
Everyday. Refers to the line where the sky and the earth/sea appear to meet. While 'offing' is near the horizon, 'horizon' is a broader term and doesn't specifically mean the sea beyond the shallows.
عبارت — در راه بودن
در آینده نزدیک؛ احتمالی که به زودی اتفاق میافتد.
In the near future; likely to happen soon.
«خبرهای خوبی برای شرکت ما در راه است.»
“Good news is in the offing for our company.”
«تغییراتی در آینده نزدیک رخ خواهد داد، پس خود را آماده کنید.»
“Changes are in the offing, so prepare yourselves.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ادبی. تأکید میکند که چیزی بسیار زود اتفاق میافتد، اغلب با حس تهدید یا فوریت. اگرچه مشابه است، 'in the offing' بیشتر به انتظار کلی در آینده اشاره دارد.
Formal/literary. Emphasizes that something is about to happen very soon, often with a sense of threat or urgency. While similar, 'in the offing' is more about general future expectation.
متداول. به چیزی اشاره دارد که قرار است اتفاق بیفتد یا ظاهر شود. کمتر فوری از 'in the offing' است و میتواند به طیف وسیعتری از رویدادها اشاره کند.
Common. Refers to something that is about to happen or appear. Less immediate than 'in the offing' and can refer to a wider range of events.